۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

عبدي: هرج و مرج در جنبش سبز حتي از آنارشيست ها هم بيشتر است

عضو افراطي و مستعفي حزب مشاركت مجددا ادعاي «جنبش سبز، رأس ندارد و همه مديران آن هستند» را به باد انتقاد گرفت و گفت اين چيزي جز هرج و مرج سياسي نيست.

عباس عبدي درگفت وگو با يك نشريه دانشجويي و درباره اين اظهارنظر كه «شما در مصاحبه با يك نشريه آلماني نداشتن رهبر براي جنبش سبز را امري مسخره خوانديد» گفت: چنين چيزي ]ادعاي موسوي[ امكان ندارد كه همه رهبر جنبش باشند. اين بازي با كلمات و بي محتوا كردن كلمات است. جنبش هاي آنارشيست هم رهبري داشتند. در يك جنبش دموكراسي خواه، رهبري وجود دارد اما در چارچوب دموكراتيك اعمال مديريت مي كند. بنابراين نفي و بلاموضوع كردن آن چيزي جز هرج و مرج سياسي نيست.

وي همچنين ادبيات مخالفان را تهييجي و احساسي و جايگزين ادبيات عقلايي شده توصيف كرد و درباره جنبش اصلاحات هم گفت: اين جنبش در سال 79 و در خوش بينانه ترين حالت در سال 1381 از سوي رهبري آن زمينگير شد و تحركي نداشته كه بتوان آن را جنبش ناميد. جنبش سبز به نحوي پاسخي به جنبش اصلاحات و نه ادامه آن بود. زيرا اين تصور پيش آمده بود كه با اصلاحات نمي توان راه به جايي برد.

يادآور مي شود عبدي از طراحان سناريوهاي افراطي نظير خروج از حاكميت، عبور از خاتمي و تغيير قانون اساسي بود. اصلاح طلبان افراطي حزب مشاركت با عمل به ايده هاي كساني چون عبدي خود را در بن بست و انزواي كامل قرار دادند. خاتمي ادعاي تغيير قانون اساسي را كه عبدي مطرح كرده بود، خيانت توصيف كرد. عبدي اكنون در حالي با تردستي و زيركي زبان به نقد افراطي گري و هيجان زدگي كساني چون موسوي و گردانندگان فتنه سبز مي پردازد كه خود يكي از تبليغ كنندگان شيوه هاي آشوبگري، راديكاليسم و تقابل خياباني با نظام بوده است.

عبدي در انتخابات سال 88 و در راستاي تقسيم كار افراطيون به شاخه اي كه از كروبي حمايت مي كردند (در كنار كساني چون كرباسچي، سحرخيز، جميله كديور، رضوي فقيه و...) پيوست و در ستاد كروبي به ايفاي نقش در جهت راديكاليزه كردن وي پرداخت.

برخي سايت هاي خبري با اشاره به احتمال ازسرگيري انتشار روزنامه توقيف شده هم ميهن( به مديرمسئولي غلامحسين كرباسچي دبيركل كارگزاران ) خبر داده اند كه سردبيري روزنامه مذكور به عبدي سپرده شده است. سردبيري هم ميهن پيش از توقيف به عهده محمد قوچاني بود. به گزارش «جرس» هم ميهن اولين بار در سال 79 به همراه برخي روزنامه هاي ديگر و به عنوان پايگاه مطبوعاتي دشمن توقيف شد.

۱۳۸۹ مهر ۲۷, سه‌شنبه

نوسروده دیگری از دوست عزیزم علیرضا احمدی فر


ماه خراسان میرسد ای اهل قم بر عاشقان
خیزید و نورافشان کنید راه عبورش گل فشان
آقا ز تهران میرسد بر جمع یاران میرسد
با لطف و احسان میرسد می آید آن آرام جان
دیوار شهر آذین کنید زیبا و عطرآگین کنید
هم کام خود شیرین کنید هم شور وشادی بی امان
آید ولی مسلمین آن ماه یکتا در زمین
نیکو سرشت مه جبین آن اسوه حق باوران
آن ماه والا میرسد آقا و مولا میرسد
نوری ز بالا میرسد آن یار خوب دلستان
مولای یکتای جهان آن سرور آزادگان
آقا امام شیعیان آن نائب صاحب زمان
آن عکس روی یار ما آن دلبر و دلدار ما
آن سرور و سالار ما بابای خوب مهربان
آن ماه تابان میرسد آن نور ایمان میرسد
آخر ز یزدان میرسد دستان ما بر آستان
عطر بهاران میرسد نور دو چشمان میرسد
مولای یاران میرسد بر خاک پاک جمکران
عطر و طراوت میرسد شور و حلاوت میرسد
لطف و سخاوت میرسد از آن عزیز رهروان
نور ولایت میرسد راه هدایت میرسد
لطف و عنایت میرسد از سرور و مولایمان
دلدار خوبان میرسد زیبا و رخشان میرسد
شادی فراوان میرسد باران لطف از آسمان
الطاف بی حد میرسد عطر محمد میرسد
از آل احمد میرسد اقبال و فیض بیکران
با صد بشارت میرسد گاه اشارت میرسد
وقت زیارت میرسد بر رهروان و یاوران
ای اهل قم ای عاشقان ای بهترین خلق جهان
ای یاور صاحب زمان یاران خوشا بر حالتان

http://www.besharatezohour.blogfa.com/

۱۳۸۹ مهر ۲۲, پنجشنبه

جشن ساندیس با سرویس ایاب و ذهاب اتوبوسی در لبنان

سروده ای محشر از دیوونه داداشی
سلام عمو محمود، خوبی؟ کجایی؟!/ دنیا  رو  پر  کرده “عطر رجائی”
‏
چهارشنبه باز، ساندیس به دست از ایران/ با اتوبوس، بردن ما رو به لبنان
‏
می گن، ما تو سفرهای سیاسی/ پیچیده عمل می کنیم، اساسی!
‏
دیدی با هم چه گرد و خاکی کردیم؟!/ اسرائیل بی رگ و شاکی کردیم!
‏
سنگ که نبود تو دستامون، یه “نی” بود/ ساندیس هفت میوه ی “نه دی” بود
‏
لبنان واسه مشتهای ما سنگ نداشت/ “سنگ تموم”، اما واسه تو گذاشت
‏
کاپشنت شد، تور عروس بیروت!/ داماد لرها رو کشوند،  هپروت!!
‏
تقلب کرد باز امت حزب الله!/ این دفه با سید حسن نصرالله !
استقبال از سیدعلی در قم به استقبال علی رفتن است در خم که افتخار علی در این زمانه خامنه ای است. خفاشان الکی حدیث جعل نکنند. به همان دلیل که خدا و محمد و خیل مومنین در غدیر خم از امیرالمومنین باشکوه استقبال کردند، ما ستاره ها هم قیامت می کنیم قم را اگر “آقا” بیاید. کی میایی ای فرزند زهرا؟ آشوب است دل مجنون. به خدا امام زمان ما را نخواهد بخشید اگر در مدح ماه، در وصف این نائب دردانه اش سنگ تمام نگذاریم. چشم حضرت صاحب! توتیای چشمان مان می کنیم خاک پاک نائبت را. ما به اسم تو و به عشق تو، هزار بار جان می دهیم برای آخرین سفیر تو.
برگرفته از قطعه بیست و شش

۱۳۸۹ مهر ۱۸, یکشنبه

گر شیخ شود رند و مهندس بزند جر



سبزیم نه از زمره آشوب طلبها
              شب نامه نداریم بتازیم به شبها
گر در دلشان هست مرض باك نداریم
              داروست همه دكتر و بازند مطبها
آن شیخ كه خود مدعی خط امام است
              علت چه بود چپ شده درخط عربها
گر شیخ شود رند و مهندس بزند جر
              یا للعجبی نیست از اینگونه عجبها
مشتی كه بود مصلحت كار بدستش
              در مصلحت خویش فرو ماند عقب ها
خرداد كه شد معركه عزت ملی
              شیرنی آن شهد فراوان رطبها
جمعی ز خدا غافل و طماع و حسد ورز
              شیرینی آن را بزدودند زلبها
مردانگی و غیرت و ایثار و وفا رفت
              این بود جفا كاری اصلاح طلبها
سر زد ز افق دولت محمود و بدیدیم
              چون غنچه گل خنده شكفته است به لبها
                                     زكریا رحیمی

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

لولوخورخوره

آنروزها ها كه خیلی خیلی كوچولوتر از حالا بودم وقتی شیطونی می كردم به من می گفتن لولو می آید می خوردت
مامان به بابا می گفت باباش مگه نه ؟
بابا هم می گفت راست می گه من خودم از لولو شنیدم كه گفت بچه های شیطان را می خورد
خلاصه ما را بگو از ترس می رفتیم توی رختخواب و آرام می خوابیدیم
 
حالا سیاستمداران خنگ كشورهای به ظاهر ابرقدرت از مامان بابا یاد گرفتند و تا دیدند دیگر نمی توانند مردم را آرام كنند از لولو استفاده بهینه كردند
آنهم لولویی كه سالهاست خودشان زائیده اند و نتوانسته اند درست تربیتش كنند
در آمریكا یكی از اعضای محترم القاعده یا القائده همینطوری الابختكی ناغافل دستگیر شده و به جای سلام گفته ما می خواهیم در اروپا خصوصا در همان شهرهایی كه چند روز است مردم به سیاستهای اقتصادی و ... دولت به خیابان ریخته و اعتصاب كرده اند بمب بتركونیم
از آنطرف هم مسئولین دولتها مردم را ترساندند و به خانه راندند
ولی شهردار لندن گفته همه به خانه بروند ولی توریستها طوری نیست بیایند چون آنها نمی تركند
خلاصه هرطرف كه به سود آنها باشد همان طرفی هستند
خدا به برادران القاعده توفیق بدهد كه لااقل حالا كه برادران آمریكایی و اروپائیشان افاضات فرمودند یك دو جین بمب یا لااقل ترقه را همراه خودشان بفرستند هوا تا هم از گناه دروغ های دوستهایشان كاسته و هم خود را در درجات بالای قسمت بهشت قعر دوزخ ارسال فرمایند
اگر خودم هم نفهمیدم چی گفتم ببخشید
سرباز جان بركف

۱۳۸۹ مهر ۱۲, دوشنبه

امر به معروف شهدا

باز هم كرامتي از شهدا
سردار باقر زاده گفت :
كاروان شهدا كه چند سال پيش از استانهاي مختلف عبور مي كرد در استان سيستان و بلوچستان از روستايي كه كنار جاده مواصلاتي بود قصد تردد داشت
اهالي آن روستا كه از اهل تسنن بودند راه را بستند و گفتند اينكارها چيست اين استخوانها چيست اينطرف و آنطرف مي بريد
خلاصه كنم گفتند اگر راست مي گوييد و اينها شهيد هستند و از اين استخوانها كاري ساخته است بايد براي ما باران بياورند تا ما راه را باز كنيم
يكي از مامورين پيشنهاد داد با استفاده از روشهاي نظامي راه را باز كنند
اما نهايتا تصميم بر اين شد كه صبر كنند تا مردم خسته شوند و راه را باز كنند
لذا ساعتها منتظر ماندند
اما اين مردم سختي كشيده صبرشان زيادتر از اين حرفها است و ول كن ماجرا نيستند
اين بود كه توسل پيدا كردند به اهل بيت و به آنها گفتند آبروي شيعه و شهدا در خطر است
تشييع دو تن از شهداي گمنام در دانشگاه آزاد اهواز
بعد از مدتي ناگهان در آن هواي صاف ابر پيدا شد
و با تعجب زياد باران شديدي آمد
اهالي روستا گفتند حالا ديگر نمي گذاريم اين شهدا را از اينجا ببريد
زيرا اينها مايه بركت هستند
درد سر دوباره از سر گرفته شد
از ما اصرارا و از آنها انكار و پافشاري
نهايتا با هماهنگي با مركز شهيد گمنامي را به آنها داديم و در آن منطقه به خاك سپرده شد تا كاروان اجازه حركت گرفت
حال من مي گويم ما كه ظاهرا زنده هستيم چه كرديم
شهيدان هنوز در حال امر به معروف هستند
وقتي وارد شهرها مي شوند اثرات عجيبي ايجاد مي كنند
ولي ما چي
چكار كرديم در مقابل شهدا
ننه جون كروبي هم دوباره برايش بيانيه در كرده
 گفته شهر را نبايد قبرستان كرد
فقط مي توانم بگويم شهدا شرمنده ايم
يا علي   سرباز جان بركف